Categories

روایت نزدیک11؛ کمین آخر

با خرید این محصول شما می توانید تا 500 امتیاز باشگاه مشتریان. سبد شما در مجموع 500 امتیاز دارد که می تواند به کوپن تخفیف تبدیل شود 100 تومان.


5,000 تومان

اطلاعات بیشتر

ابوالقاسم وردیانی

سال انتشار: 1394

قيمت: 50000

طراح جلد: سید ایمان نوری نجفی

چاپ: 1

قطع: رقعی

صفحات: 88 صفحه

شمارگان: 1100 نسخه

شمارگان تا کنون: 1100 نسخه

نسيم خنكي كه از روي علف‌هاي بلند توي دشت مي‌آمد، به صورتم مي‌خورد و خواب را از سرم مي‌پراند. خواستم به ديواره زير پل تكيه بدهم. نتوانستم. فراموش كرده بودم بي‌سيم روي پشتم است. آن را باز كردم. گذاشتم كنار كوله‌هاي مهمات آرپي‌جي. تكيه دادم. خنكي ديواره پل به تنم نشست. پاهايم را دراز كردم. چقدر خسته‌ بودم. چقدر دوست داشتم پوتين‌هايم را درآورم. اما نمي‌شد. بايد آماده مي‌بودم. زیر پل خیلی تاریک بود. ترکمان با چند تکه کوچک جعبه مهمات که همه‌جا ریخته بود، آتش درست کرد. آن طرف كوله‌ها نشست و به شعله‌هاي كوچك آتش خيره شد. اسماعيلي و ابراهيمي هم در دهنه آن طرف پل انتظار مي‌كشيدند. چهار گروه ديگر طبق نقشه زیر آن دو پل ديگر مستقر شده بودند. همه‌چیز را از ذهن گذراندم. تا جايي كه ممكن بود، همه چيز را آماده كرده بوديم. صداي انفجار و خش‌خش بي‌سيم لحظه‌اي قطع نمي‌شد. صداها آزارم مي‌داد. گاهي صداي مكالمه‌اي مبهم پر از پارازايت و خش‌خش از بلندگوي بي‌سيم به گوش مي‌رسيد. سعي مي‌كردم وقايع مهم هر روز را يادداشت كنم. برايم به شكل عادت درآمده بود. دو روز بود كه فرصت نكرده بودم چيزي بنويسم. دست بردم به جيب پيراهنم. دفترچه يادداشتم را بيرون آوردم. رطوبت عرق به جلد دفترچه سرايت كرده بود. كناره ورق‌هاي دفترچه خراب شده بود. از شكل افتاده بود. خودكارِ لاي دفترچه آن را بيشتر از شكل انداخته بود. نور آتش كمي از زير پل را روشن مي‌كرد. دفترچه را باز كردم. نوشتم: سه‌شنبه- 8 ارديبهشت 1360- ساعت دو صبح..

نقد و نظرات

نوشتن نقد و نظر

روایت نزدیک11؛ کمین آخر

روایت نزدیک11؛ کمین آخر

نوشتن نقد و نظر

30 سایر محصولات این شاخه: